خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : علمدارى )
30
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى )
نامهء 9 از نامههاى آنحضرت ( ع ) بمعاويه ( در پاسخ نامهاى كه براى آن بزرگوار فرستاده و در آن خواسته كه كشندگان عثمان را تسليم او نمايد ) و در آن فضل و بزرگوارى و سبقت خود را در اسلام به او گوشزد ميفرمايد . 1 بعد از آنكه مشركين را روشن آمد اين روند * ( كاجتماعى از مسلمانان بهجرت ميروند ) ( دسته دسته ميروند از دست ايشان بر حبش * انجمن تشكيل دادند آشكارا با قرش ) ( اجتماعا ، جمله برگشت پيمبر خواستند * با چنين عذر و بهانه باز از جا خاستند ) ( مسلمين ، بر حفظ پيغمبر نمودند اهتمام * بو لهب امّا عليرغم حقيقت ، در قيام ) ( تا ابو طالب بهمراهى خويشان قد فراشت * از چنين مردم ، به پيغمبر نگهبان برگماشت ) ( همچو فرزندش على را در منامش جاى داد * حمزه گرداگرد او ميگشت روى انقياد ) ( بين كفّار ، اتفّاق افتاد عزمى ناصواب * تا كه دار النّدوه را كردند بر خود انتخاب ) ( عهد و پيمانى چنين بستند سست و بىاساس * بنگريد از آن چه خواهد بود سوء انعكاس ) ( اين مصيبت با زوال مدتّى بعد از سه سال * با وجود موريانه يافت يكسره انفصال ) ( مشركين بعضا از اين پيمان ، پشيمان آمدند * پنج تن از بينشان بر نقض پيمان آمدند ) ( بامدادى كه بزرگان قريشى جمع بود * با ابو طالب گروهى يافت راهى بر ورود ) ( اين ورود ناگهانى زعم شانرا جلب كرد * ظنّ تحويل پيمبر را از ايشان سلب كرد ) ( گفت بو طالب كه پيغمبر بوحى آورده است * آنچه عهدى بود و پيمان موريانه خورده است ) قبيله ما ( قريش ) خواستند پيمبر ما را بكشند و ما را ريشه كن كنند و محبّت ما را از قعر دلها بر دارند . « 1 »
--> ( 1 ) لطفا : شرح روشنتر اين قسمت را از نهج البلاغه فيض السلام جويا شويد .